شاعر می مانم

شاعر می مانم

اینجا اشعار شاعران را به انتخاب کاکاپو می خوانید
هرگونه کپی برداری از این سایت به شدت مجاز بوده
و باعث خرسندی بنده است!

پیوندها
گفتی: بیا!
گفتی: بمان!
گفتی: بخند!
گفتی: بمیر!
             
              آمدم ..
              ماندم ..
              خندیدم ..
              مُردم ..

و با دست های خالی
همین دو کوچه پایین تر
خودم را به خاک سپردم !
                               تنها ..
و عصر جمعه
که هر چیزی
هر چیزی ..
در خاطرم غروب می کند
جز یاد چشم های تو
از: نیکی فیروزکوهی
آن که دانست زبان بست
وان که می گفت ندانست ..
از: احمد شاملو
بعضی ترانه ها را
می توان
بارها و بارها گوش داد

بعضی انسان ها را
می توان
بارها و بارها
دوست داشت
از: ایلهان برک
مشکل بزرگی دارم
عاشق شده ام

مشکل بزرگ تری هم دارم
عاشق تو شده ام
از: نیما هوشمند
لقمه بزرگ تر از دهانم بودی
عاشق شدم و بعد خفه
از: نیما هوشمند
به تو فکر می کنم
و به پیاده روی هایی
که قدم نزدیم
به غروب هایی
که ندیدیم
به مهمانی هایی
که نرفتیم
به قهوه هایی
که نخوردیم
به دست هایی که نگرفتیم
به تو فکر می کنم
به تو که
"ن" آور
تمام فعل هایم شده ای !
از: سمانه سوادی

بوته های خنده ام را

در غروب کدام

چهارشنبه سوری آتش زدند؟

تا یخ زمستان را

آب کنند ..!

از: مینو نصرت

تن نیست آدمی
عدد است
کم می شود
هر روز
از: آدونیس
نامه ای برایت نوشتم
از جزیره ای
که پست چی دیوانه اش
نامه ها را باز می کرد
از آنها قایق می ساخت
به دریا پرتاب می کرد
و قاه قاه می خندید
از: محمد شریفی نعمت آباد